تبلیغات
عشق حیدر - خطبه فدكیه تفسیرى بر آیات قرآن كریم-قسمت دوم
 
عشق حیدر
بررسى محتوایى خطبه فدكیه
«لااله‏ الااللّه» كلمه‏اى است كه تأویلش را اخلاص(10) قرار داده و پیوندش را در دل‏ها نهاده(11) و در فكر براى تعقّل آن، روشنایى ایجاد كرده است....

لطفا به ادامه مطلب رجوع کنید.

یا علی...

                            خطبه فدكیه تفسیرى بر آیات قرآن كریم –قسمت دوم

بررسى محتوایى خطبه فدكیه
«لااله‏الااللّه» كلمه‏اى است كه تأویلش را اخلاص(10) قرار داده و پیوندش را در دل‏ها نهاده(11) و در فكر براى تعقّل آن، روشنایى ایجاد كرده است.
خداوندى كه دیدارش براى دیدگان و توصیفش براى زبان‏ها و درك چگونگى‏اش براى وهم‏ها ناشدنى است، اشیا را نه از چیزى كه قبل از آن باشد [و از نیستى] پدیدار ساخت و بدون استفاده از مثال و الگو، اشیا را آفرید و به قدرت خویش، خلق كرد و به خواست خود پدید آورد، بدون اینكه به آفرینش آن‏ها نیازى داشته باشد و یا در شكل بخشیدن به آن‏ها فایده‏اى برایش باشد، جز اینكه حكمتش را پایدار، و بر طاعت و قدرتش دیگران را آگاه، و براى آفریدگانش موجب تعبّد و بندگى، و براى دعوتش موجب سرفرازى باشد. پس از آن، بر طاعت و گوش فرادادن آنان ثواب را مترتّب ساخت و برنافرمانى‏شان عقاب و كیفر نهاد تا بندگانش را از خشم خود بازدارد و به سوى بهشت فراخواند.
«أشهد أنَّ ابى محمّدا عبدهُ و رسولهُ ...»؛ گواهى مى‏دهم كه پدرم محمّد بنده و رسول اوست. پیش از آنكه به او مأموریت دهد، وى را برگزید و برترى و شرافت بخشید و پیش از پدید آوردنش، او را نام نهاد(12) و پیش از آنكه او را مبعوث كند، برگزیده است، در آن هنگام كه آفریدگان در پس پرده غیب مكتوم و در پشت پرده‏هاى ترسناك(13) نگه‏دارى شده و در كنار مرز نیستى به سر مى‏بردند؛ چون خداوند نتیجه و پیامد كارها را مى‏دانست و به رویدادهاى روزگاران احاطه داشت و به زمان وقوع مقدّرات و كارهاى شدنى آشنا بود ...

 

سپس حضرت رو به اهل مجلس كرد و فرمود: شما اى بندگان خدا! مخاطبان و مسئولان مستقیم امر و نهى الهى و حاملان دین و وحى او و امین‏هاى خداوند بر خویشتن و رسانندگان دین خدا به دیگر امّت‏ها هستید. حقى از خداوند بر گردن شماست؛ خداوند را در بین شما عهد و قرارى است كه نزد شما گذارده، و بازمانده‏اى است كه بر شما به خلافت و نیابت خود برگزیده است و آن كتاب ناطق الهى و قرآن راستین، نور درخشان و چراغ تابناك است. دیدگاهش مستدل و روشن، اسرارش آشكار [در نزد اهل آن] و ظواهرش درخشان است. پیروانش مورد غبطه دیگران و پیروى‏اش راهبر به سوى بهشت برین و تلاوت آن موجب نجات است. به وسیله آن مى‏توان به حجت‏هاى الهى دست یافت، و دستورات واضح، حرام‏هایى كه از آن‏ها بر حذر شده‏اید، دلایل روشن، براهین كافى، فضیلت‏هاى مستحبى، امور جایز كه موهبتى‏اند، و نیز قوانین مكتوب خداوندى از طریق آن (قرآن) حاصل مى‏گردند.
پس از این بیانات تفسیرى و روشن از مضامین مطرح شده، به تفسیر و تبیین مضامین و محتواى معارف و احكام مندرج در قرآن پرداخته است و پیرامون 20 مضمون قرآنى بیانات خویش را ادامه داده كه به مناسبت هر یك، آیات مربوط را ذكر مى‏كنیم:
1. ایمان؛ پاكى از شرك: «فَجَعَلَ اللهُ الایمانَ تطهیرا لكم مِن الشركِ.» (در قرآن كریم 736 بار مشتقات «أمن» آمده كه از این تعداد 18 بار لفظ «آمنوا» است.)
2. نماز؛ تغذیه و پاكى از آلودگى تكبّر: «و الصلاةَ تنزیها لكم عَن الكِبر.» (در قرآن كریم 99 آیه درباره نماز آمده‏اند.)
3. زكات؛ پاك ساختن روح و افزایش روزى: «والزكاةَ تزكیةً لِلنَّفسِ و نماءً فى الرزقِ.» (در قرآن كریم 32 آیه درباره زكات ذكر شده‏اند.)
4. روزه؛ تثبیت اخلاص: «والصیامَ تثبیتا لِلاخلاصِ.» (در قرآن كریم 13 آیه درباره روزه آمده‏اند.)
5. حج؛ استحكام دین: «والحجَ تشییدا للدین.» (در قرآن كریم 12 آیه درباره حج مى‏باشند.)
6. عدل؛ نزدیكى و تألیف دل‏ها: «والعدلَ تنسیقا لِلقلوبِ.» (در قرآن كریم 37 آیه درباره عدل گرد آمده‏اند.)
7. فرمان‏بردارى از فرمان‏هاى ما؛ انتظام امّت اسلام: «و طاعتَنا نظاما لِلملَّةِ.» (در قرآن كریم 19 آیه با لفظ «اطیعوا» آمده‏اند كه یك بار آن اطاعت اولى‏الامر است. «نساء: 59»)
8. امامت؛ امنیت از خطر تفرقه: «و اِمَامتنا امانا مِن الفَرقةِ.» (اشاره به آیه «وجَعلنا لِلمتّقینَ اِماما» «فرقان: 74»)
9. جهاد؛ عزّت اسلام و ذلّت كافران و منافقان: «والجهادَ عِزّا للاسلام.» (41 آیه درباره جهاد و مجاهد موجودند كه 4 آیه آن با لفظ امر «جاهَدوا» مى‏باشند.)
10. صبر؛ جلب خیرات: «والصبرَ معونةً على استیجابِ الاجرِ» (103 آیه درباره صبر و مشتقّات آن مى‏باشند.)
11. امر به معروف و نهى از منكر؛ اصلاح حال عموم: «والاَمرَ بِالمعروفِ مصلحةً للعامّةِ» (در 6 آیه تكرار هر دو لفظ با هم، 39 آیه از ماده «معروف» و 15 آیه از ماده «منكر» ذكر شده‏اند.)
12. احسان به پدر و مادر؛ جلوگیرى از خشم خدا: «و برَّ الوالدینِ وقایةً مِن السخطِ.» (5 آیه درباره احسان به پدر و مادر آمده‏اند.)
13. پیوند خویشاوندى؛ تأخیر اجل و طول عمر: «وصلةَ الارحامِ منماةً للعددِ.» (اشاره به آیه «واُولوا الارحامِ بعضُهم اَولى بِبعضٍ فِى كتابِ اللهِ» «احزاب: 6» مى‏باشد.)
14. قصاص؛ احترام و حرمت خون‏ها: «والقصاصَ حصنا لِلدّماءِ.» (5 آیه درباره با قصاص در قرآن كریم ذكر شده‏اند.)
15. وفاى به نذر؛ در معرض آمرزش حق قرار گرفتن: «والوفاءَ بالنذر تعریضا للمغفرةِ.» (اشاره به آیه «واوفوا بالعهدِ اِنَّ العهدَ كانَ مسئولاً» «اسراء: 24 / انعام 152»)
16. كم نفروختن؛ تغییر خوى وعادت كم‏گذارى از حق دیگران: «و توفیةَ المكائیلِ و الموازینِ تغییرا للمبخس» (اشاره به مضمون آیات چهارگانه «واوفوا الكیلَ و المیزانَ بِالقسطِ»)
17. نهى از مى‏خوارگى؛ پاكیزه شدن از آلودگى‏ها: «والنَهىَ عَن شُربِ الخمرِ تنزیها عَن الرّجسِ» (اشاره به آیات تحریم خمر «مائده 90 و 91 / بقره 219»)
18. دورى از تهمت؛ مانع لعنت: «و اجتنابَ القذفِ حِجابا عن اللعنةِ.» (اشاره به مضمون آیه «اِجتنبوا قولَ الزورِ» «حج: 30»)
19. ترك دزدى؛ موجب عفّت و خویشتن‏دارى: «و تركَ السرقة ایجابا لِلعفّةِ.» (اشاره به آیه «والسارقُ و السارقةُ فاقطعُوا اَیدیهُما جزاءً بما كَسَبا «مائده: 38»»)
20. حرمت شرك؛ موجب اخلاص در قبول ربوبیت در پذیرش توحید محض: «و حَرَّمَ اللّهُ الشركَ اخلاصا بالربوبیّة.» (168 بار لفظ «شرك» و «مشركین» در قرآن كریم آمده‏اند و حرمت شرك مورد تأكید قرار گرفته كه آیه «اِنَّ اللهَ لا یَغفرُ اَن یُشركَ به» «نساء: 48» صریح در آن است.)
آن‏گاه پس از تبیین فلسفه احكام مزبور، به تقواى الهى توصیه كرده، مى‏فرماید: «اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون.» (آل عمران: 102) بدین‏وسیله، اطاعت از خدا در فرمان‏هاى وارد شده و نهى‏هاى مذكور را مورد تأكید قرار مى‏دهد: «و اطیعوا اللهَ فیما اَمرَكم به و نَهاكُم عَنه فانّه «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»» (فاطر: 28) و سپس وارد محتواى اصلى خطبه مى‏گردد.

پی نوشت ها
10. علاّمه مجلسى ذیل كلمه «اخلاص» در شرح لغات خطبه آورده است: «مقصود از اخلاص آن است كه همه اعمال را براى خداوند خالص نمود، ریا و هدف‏هاى فاسد را با آن مخلوط نكند و در هیچ یك از كارهایش به غیر خداوند توسّل نجوید و تأویل كلمه توحید همین است؛ زیرا كسى كه یقین داشته باشد خالق و مدبّر، خداوند است و در خدایى‏اش با كسى شریك نیست، بر او لازم و سزاوار است كه در پرستش او كسى را شریك قرار ندهد و در هیچ كارى به غیر او متوجه نشود.»
11. وى همچنین در فراز «پیوندش را در دل نهاده است»، مى‏گوید: در این فقره، چند احتمال وجود دارند:
اول. خداوند بر دل‏ها آنچه را كه لازمه این كلمه كرده عبارتند از: عدم تركیب در ذات خدا و عدم زیادتى صفات كمالیه بر ذات خداوند، و امثال این‏گونه مطالب را، كه مربوط به توحیدند، واجب و حتم قرار داده است.
دوم. آنچه عقل از این كلمه به آن مى‏رسد، به قلب متصل مى‏كند و آیات آفاق و انفس به او مى‏نمایاند و با توحید فطرى آن را كامل مى‏كند و در دل‏هایشان مستقر مى‏سازد.
سوم. ممكن است مقصود آن باشد كه عقل‏ها را مكلّف به رسیدن به آخرین درجه دقایق كلمه توحید و تأویل نكرده، بلكه همه دل‏ها را مكلّف ساخته است كه به ظاهر معنایش اذعان و اعتراف كنند و مقصود از «وصول» همین است.
چهارم. احتمال دارد ضمیر در كلمه «موصولها» در عبارت «وَ ضَمَّنَ القلوبَ موصولَها» به قلوب برگردد؛ یعنى بر دل‏ها بیش از آن اندازه كه امكان وصول دارند، لازم نكرده و رسیدن به تأویل كامل این كلمه طیّبه و دقایقى كه از آن استنباط مى‏شوند و یا به طور مطلق، اصولاً رسیدن به این‏ها را بر دل‏ها واجب ننموده است. وى در انتها، این تفسیر چهارم از عبارت مزبور را بر سایر وجوه ترجیح داده است. (محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، چاپ كمپانى، ج 8، ص 114.)
12. سیوطى در كتاب الاتقان مى‏نویسد: ابن ابى حاتم از عمرو بن مرّة روایت كرده است كه پنج نفر پیش از آنكه موجود شوند نام‏گذارى شدند: یكى از آن‏ها حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بود كه حضرت عیسى علیه‏السلام به وجود او بشارت داد و گفت: «وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَد ...» (صف: 6) و این اشاره به بیان مزبور دارد.
13. شاید مقصود از «پرده»، نیستى یا حجاب‏هاى اصلاب و ارحام باشد، و اینكه آن‏ها را نسبت به «اهاویل» داده، به خاطر وجود منابع و عوامل بازدارنده در این حالت است. و شاید مقصود آن باشد كه آنان در آن حال از «أهاویل» و چیزهاى ترس‏آور مصون و محفوظ بودند؛ زیرا ترس و هول پس از وجود به اشیا مى‏رسد و در حال نیستى، ترس و وحشتى نیست و گفته شده است: تعبیر «أهاویل» از قبیل تعبیر از درجات عدم به ظلمت‏ها و تاریكى‏هاست. (رحمانى همدانى، فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ترجمه سیدحسن افتخار زاده سبزوارى، بدر، 1376، ص 479.)

 



نوع مطلب :
برچسب ها : تفسیر خطبه فدک-قسمت2،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:01 ب.ظ
I do not know if it's just me or if perhaps everybody else experiencing issues with your blog.
It appears as though some of the text within your
content are running off the screen. Can somebody else please comment
and let me know if this is happening to them too?
This could be a problem with my internet browser because I've had this
happen previously. Thanks
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:20 ب.ظ
Please let me know if you're looking for a author for your weblog.
You have some really good articles and I think I would be a good asset.
If you ever want to take some of the load off, I'd love to
write some material for your blog in exchange for a link back to mine.
Please shoot me an email if interested. Regards!
جمعه 11 فروردین 1396 02:19 ق.ظ
Asking questions are in fact fastidious thing if you are not understanding something fully, however this piece of writing presents pleasant understanding yet.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

 وبسایت عشق حیدر سلام الله علیهما

 جامعه مجازی گفتمان فاطمی

 طراحی پوسترهای مذهبی

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه


هیئت غریبان فاطمیه رفسنجان

 انجمن قاریان شهرستان رودسر